اقیانوس هم تحمل وزن دریا داران ایران را نداشت.
اقیانوس، دفتر ناتمامِ ملوانان دنا است. و دنا، سطرِ نامِ ملوانان و سربازان وطن است که لبخندِ را در اقیانوس هند و در سواحل سریلانکا جا گذاشتند...

جریان اقیانوس هند در گردشِ بیقرار، زیر بارِ اندوه برمی گردد و خجل از ، فن اوری نابرابر ،اژدر زیر دریایی که اشکِ دنا را بلعیده…
دریای سریلانکا اینجا عطر گرفته است بهتر از عطر چایی سریلانکایی
عطرِ جان ملوانان مظلومی که واژهی «وطن» را با کشتی رزمی دنا دور از وطن مشق میکردند؛
رزم ناو دنا، با موشکِ اژدر زیر دریایی ناغافل و پنهان حرامیان به قعر اقیانوس رفت؛و جان عزیز بیش از ۸۰نیروی دریایی ارتش ما را گرفت
این قاتلِ زنجیرهایِ ، گمان کرد
خونِ ملوانان و سربازان وطن ،ستونِ رزمی ایران را در دریا درهم میشکند…
اما هر قطره خونِ این شهدا، مختصاتِ انتقام خواهد شد، ودر انجا نیز خارج از منطقه خلیج فارس ،هم عدالت فریاد میزنند…
حالا هر وجب از این سواحل ، قلبی بیدار است؛ هر موجِ اشک مادران،همسر این رزم اوران تبدیل به طوفان وحدت میشود و از دلِ اندوه، نوری برمیخیزد که شبِ ظلم را خواهد شکافت…
هر موشکی که به سوی قاتلانِ ملوانان نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران روانه شود، شمعیست روشن بر مزارِ مظلومیت، مرهمی ست آسمانی بر زخمِ مادرانِ و همسران و فرزندان بیتاب، و تسلایی الهی بر دلِ پدرانِ و مادران داغدیده.
۸۴ سرو خونین در تابوتهایی که هر یک نامی فراموشناشدنی را همچون داغی گرامی و مقدس بر خود دارند، از دستهای سوگوار خلیج فارس بر شانههای استوار مردم ایران نشستند چنانکه ۲۰ یار و همراهشان در اعماق اقیانوس هند جاویدالاثر و جاودانه ماندند
دنا دیگر کشتی جنگی نیست؛
فریاد نسلِ خون و ادامه اشک دریاداران وطن همچون ناوچه پیکان درعملیات مروارید است؛ که دریا دار شهید همتی
وصیت می کنند ؛
«اگر ذرهای از خاک وطنم به پوتین سرباز دشمن چسبیدهباشد، آن را با خونم در خاک وطن میشویَم و مرگ در این راه را افتخار [خود] میدانم و اگر ارزشمندتر از جانم هدیهای داشتم، حتما به این مردم خوب تقدیم میکردم»
راه را باید ادامه داد …



